نسخه اول فیلم «The Suicide Squad» در سال 2016 یک شکست تمام عیار برای DC بود. فیلم مذکور نتوانست نظر مساعد تماشاگران را کسب کند و فیلمنامه آشفته آن انتقادات بسیاری را متوجه سازندگان کرد. اما حالا پس از پنج سال، یک قسمت دیگر از «جوخه انتحار» منتشر شده تا خاطره قسمت قبل را از ذهن تماشاگران پاک کند.
داستان فیلم درباره گروهی از اَبَرقهرمانان زندانی است که برای انجام مأموریتی به یک منطقه فرستاده می شوند. منطقه ای که در آن سلسله تحقیقاتی برای ساخت یک سلاح مهیب در حال انجام است که می تواند منجر به خلق یک بحران در جهان شود و توازن قدرت را برهم بزند. در این شرایط این اَبَرقهرمانان که هیچ تناسبی با یکدیگر ندارند، مجبور می شوند در کنار هم برای نجات دنیا اقدام نمایند اما ...
قسمت جدید «The Suicide Squad» در تضاد با قسمت قبلی این عنوان که در سال 2016 ساخته شد است. دی سی در ساخت فیلم پرستاره اش که تبلیغات وسیعی هم برای آن انجام داده بود، اشتباهات فراوانی را مرتکب شد که بزرگ ترین آن، جدی گرفتن تمام عیار فیلم و در نتیجه، سردرگم شدن شخصیت های کمیک بوکی در طول قصه بود. اما این بار فیلم به طور کامل تغییر مسیر داده و دلیل آن هم حضور کارگردان سری فیلمهای «نگهبانان کهکشان» در پشت دوربین است که حال و هوای مشابه آن مجموعه فیلم ها را به «جوخه انتحار» آورده است. «The Suicide Squad» نسخه جیمز گان، به طور کامل از جدیتی که در نسخه قبل وجود داشت خارج شده و حال و هوایی کمدی به اثر بخشیده است. از این جهت، با اثری کاملاً متفاوت روبرو هستیم. اغلب شخصیت های قسمت قبل به جز هارلی کوئین که بههرحال از قبل با حال و هوای فیلم جدید هم هماهنگ بود، حذف شده اند و شخصیت های جدیدی از کامیک بوک ها به قصه اضافه شده اند که به طور عجیبی همه شان بذله گو هستند و در هر لحظه قصد خنداندن مخاطب را دارند!
نکته قابل تأمل اینکه اغلب این شخصیت ها مانند بلود اسپرت در داستان های مصور پیشینه تاریکی داشته اند اما جیمز گان در برگردان سینمایی ترجیح داده تا هرچه که بتواند اندکی خاطر تماشاگران را نسبت به قهرمانان داستان مکدر می کند را از مسیر قصه کنار بگذارد. در نتیجه، در فیلم «The Suicide Squad» شخصیت ها اصولی پرداخت نشده اند و فیلمساز تنها 2 دقیقه به آن ها فرصت داده تا از زبان خودشان آنچه که تجربه کرده اند را بهصورت نصفه و نیمه به تماشاگر انتقال دهند تا مخاطب بداند این افراد چه کسانی هستند؛ یک روش عجیب و قابل تأمل به سبک آثار اَبَرقهرمانی که به نظر می رسد در سال های اخیر پذیرفته شده است.
متأسفانه جزئیات قصه در «The Suicide Squad» نه بر اساس توالی و منطق، بلکه بر حسب اتفاق بنا شده است. از این جهت شما می توانید انتظار داشته باشید که قهرمانان داستان بنا به صلاح دید نویسندگان، در موقعیتی قرار بگیرند که تنها هدف آن ایجاد موقعیت های کمیک و خنده گرفتن از مخاطب باشد یا به یکباره از جایی ناخواسته چوبی به سرشان بخورد و تمام سازوکارهای سیاست خارجی ایالات متحده در لحظه تغییر کند! رویکردی که البته باتوجهبه حال و هوای فیلم نمیتواند یک نکته منفی باشد اما زمانی که این روند از حد معقول فراتر میرود، نمیتوان از ازدیاد آن در فیلم لذت برد.
با این حال، می توان گفت که شخصیت های «The Suicide Squad» این بار برخلاف قسمت گذشته، ترکیب بهتری در کنار یکدیگر یافته اند. توانایی که جیمز گان پیش از این در سری فیلم های «نگهبانان کهکشان» نیز به خوبی از آن بهره گرفته بود و مجموعه ای از شخصیت های متفاوت را به بهترین شکل کنار یکدیگر قرار داده بود که ضامن موفقیت آن فیلم شد. خوشبختانه در این جا نیز ارتباط شخصیت ها با یکدیگر قابل قبول و به اندازه هست و فیلم به تمام شخصیت های اصلی اش به یک اندازه بها داده است. البته که سهم برخی از شخصیت ها مانند پیس میکر و بلود اسپرت از شخصیت پردازی ناچیز است و فیلم هم علاقهای به ارائه جزئیات درباره آن ها ندارد اما روی هم رفته می توان گفت ترکیب این چند قهرمان غیرعادی در کنار هم در فیلم «The Suicide Squad» پذیرفتنی است.
خوشبختانه «The Suicide Squad» در بخش اکشن قابلستایش است. برخی از سکانس های فیلم نظیر فرار هارلی کوئین از بازداشتگاه جذابیتهای فراوانی برای تماشا دارد و CGIهای استفاده شده در فیلم نیز نه در حد عالی اما قابلقبول هستند. بااینحال، نکته حائز اهمیت درباره «The Suicide Squad» اینکه این اثر نیز مطابق سنت تقریباً همیشگی آثار اَبَرقهرمانی، شخصیتهای شرور قصه را به حال خود رها کرده و اهمیتی به آن ها نداده است. در «جوخه انتحار» به طور مشخص هیچ شخصیت منفی مهمی حضور ندارد که بتواند توازن قصه را حفظ نماید. رونمایی فیلم از ستاره دریایی بهعنوان هیولایی بزرگ که باید با آن مقابله کرده، حال و هوای کمیکی به فیلم بخشیده است. ستاره دریایی که خیلی جدی در سطح شهر راه میرود و علیرغم قدرت فراوانش، به سادهترین و عجیبترین شکل ممکن از پای در میآید تا به هر شکل، بامزگی فیلم که جیمز گان تماموکمال به آن پایبند بوده حفظ شود!
در میان بازیگران، کماکان مارگو رابی بهترین بازیگر فیلم است و به تنهایی توانسته شخصیت هارلی کوئین را هدایت کند. ادریس البا در نقش بلود اسپرت نیز بازی خوبی دارد و مخاطب او را می پذیرد. حضور جان سینا در فیلم اگر چه با درخششی همراه نیست اما در مجموع، پذیرفتنی است. دنیلا ملچیور، بازیگر پرتغالی ناشناخته ای هم که در «The Suicide Squad» فرصت حضور یافته، بهخوبی توانسته خود را اثبات کند و امیدوار به درخشش در هالیوود باشد. سیلوستر استالونه هم که صداپیشگی شخصیت کوسه را انجام داده، همان وظیفهای را انجام داده که وین دیزل در سری فیلمهای «نگهبانان کهکشان» در صداپیشگی بهجای شخصیت "گروت" انجام داده بود و در مجموع، قابلقبول است.
«The Suicide Squad» نسبت به نسخه قبل پیشرفت قابل ملاحظهای داشته که باتوجهبه حضور جیمز گان در مقام کارگردان، میتوان امید داشت که طرفداران ژانر اَبَرقهرمانی بهراحتی بتوانند با نسخه جدید ارتباط برقرار کرده و از تماشای آن لذت ببرند. جیمز گان تا جایی که توان داشته سعی کرده جوکهای مختلف را در طول قصه از زبان شخصیتها بیان کند و حتی برای یکلحظه قصه را از حال و هوای کمیک خارج نکند. شخصیتهای قصه و مخصوصاً آن ستاره دریایی انتهای فیلم نیز کمیک بودن قصه را دوچندان کردهاند و خب، همه چیز برای لذت بردن از یک اثر اَبَرقهرمانی مهیاست!
داستان فیلم درباره گروهی از اَبَرقهرمانان زندانی است که برای انجام مأموریتی به یک منطقه فرستاده می شوند. منطقه ای که در آن سلسله تحقیقاتی برای ساخت یک سلاح مهیب در حال انجام است که می تواند منجر به خلق یک بحران در جهان شود و توازن قدرت را برهم بزند. در این شرایط این اَبَرقهرمانان که هیچ تناسبی با یکدیگر ندارند، مجبور می شوند در کنار هم برای نجات دنیا اقدام نمایند اما ...
قسمت جدید «The Suicide Squad» در تضاد با قسمت قبلی این عنوان که در سال 2016 ساخته شد است. دی سی در ساخت فیلم پرستاره اش که تبلیغات وسیعی هم برای آن انجام داده بود، اشتباهات فراوانی را مرتکب شد که بزرگ ترین آن، جدی گرفتن تمام عیار فیلم و در نتیجه، سردرگم شدن شخصیت های کمیک بوکی در طول قصه بود. اما این بار فیلم به طور کامل تغییر مسیر داده و دلیل آن هم حضور کارگردان سری فیلمهای «نگهبانان کهکشان» در پشت دوربین است که حال و هوای مشابه آن مجموعه فیلم ها را به «جوخه انتحار» آورده است. «The Suicide Squad» نسخه جیمز گان، به طور کامل از جدیتی که در نسخه قبل وجود داشت خارج شده و حال و هوایی کمدی به اثر بخشیده است. از این جهت، با اثری کاملاً متفاوت روبرو هستیم. اغلب شخصیت های قسمت قبل به جز هارلی کوئین که بههرحال از قبل با حال و هوای فیلم جدید هم هماهنگ بود، حذف شده اند و شخصیت های جدیدی از کامیک بوک ها به قصه اضافه شده اند که به طور عجیبی همه شان بذله گو هستند و در هر لحظه قصد خنداندن مخاطب را دارند!
نکته قابل تأمل اینکه اغلب این شخصیت ها مانند بلود اسپرت در داستان های مصور پیشینه تاریکی داشته اند اما جیمز گان در برگردان سینمایی ترجیح داده تا هرچه که بتواند اندکی خاطر تماشاگران را نسبت به قهرمانان داستان مکدر می کند را از مسیر قصه کنار بگذارد. در نتیجه، در فیلم «The Suicide Squad» شخصیت ها اصولی پرداخت نشده اند و فیلمساز تنها 2 دقیقه به آن ها فرصت داده تا از زبان خودشان آنچه که تجربه کرده اند را بهصورت نصفه و نیمه به تماشاگر انتقال دهند تا مخاطب بداند این افراد چه کسانی هستند؛ یک روش عجیب و قابل تأمل به سبک آثار اَبَرقهرمانی که به نظر می رسد در سال های اخیر پذیرفته شده است.
متأسفانه جزئیات قصه در «The Suicide Squad» نه بر اساس توالی و منطق، بلکه بر حسب اتفاق بنا شده است. از این جهت شما می توانید انتظار داشته باشید که قهرمانان داستان بنا به صلاح دید نویسندگان، در موقعیتی قرار بگیرند که تنها هدف آن ایجاد موقعیت های کمیک و خنده گرفتن از مخاطب باشد یا به یکباره از جایی ناخواسته چوبی به سرشان بخورد و تمام سازوکارهای سیاست خارجی ایالات متحده در لحظه تغییر کند! رویکردی که البته باتوجهبه حال و هوای فیلم نمیتواند یک نکته منفی باشد اما زمانی که این روند از حد معقول فراتر میرود، نمیتوان از ازدیاد آن در فیلم لذت برد.
با این حال، می توان گفت که شخصیت های «The Suicide Squad» این بار برخلاف قسمت گذشته، ترکیب بهتری در کنار یکدیگر یافته اند. توانایی که جیمز گان پیش از این در سری فیلم های «نگهبانان کهکشان» نیز به خوبی از آن بهره گرفته بود و مجموعه ای از شخصیت های متفاوت را به بهترین شکل کنار یکدیگر قرار داده بود که ضامن موفقیت آن فیلم شد. خوشبختانه در این جا نیز ارتباط شخصیت ها با یکدیگر قابل قبول و به اندازه هست و فیلم به تمام شخصیت های اصلی اش به یک اندازه بها داده است. البته که سهم برخی از شخصیت ها مانند پیس میکر و بلود اسپرت از شخصیت پردازی ناچیز است و فیلم هم علاقهای به ارائه جزئیات درباره آن ها ندارد اما روی هم رفته می توان گفت ترکیب این چند قهرمان غیرعادی در کنار هم در فیلم «The Suicide Squad» پذیرفتنی است.
خوشبختانه «The Suicide Squad» در بخش اکشن قابلستایش است. برخی از سکانس های فیلم نظیر فرار هارلی کوئین از بازداشتگاه جذابیتهای فراوانی برای تماشا دارد و CGIهای استفاده شده در فیلم نیز نه در حد عالی اما قابلقبول هستند. بااینحال، نکته حائز اهمیت درباره «The Suicide Squad» اینکه این اثر نیز مطابق سنت تقریباً همیشگی آثار اَبَرقهرمانی، شخصیتهای شرور قصه را به حال خود رها کرده و اهمیتی به آن ها نداده است. در «جوخه انتحار» به طور مشخص هیچ شخصیت منفی مهمی حضور ندارد که بتواند توازن قصه را حفظ نماید. رونمایی فیلم از ستاره دریایی بهعنوان هیولایی بزرگ که باید با آن مقابله کرده، حال و هوای کمیکی به فیلم بخشیده است. ستاره دریایی که خیلی جدی در سطح شهر راه میرود و علیرغم قدرت فراوانش، به سادهترین و عجیبترین شکل ممکن از پای در میآید تا به هر شکل، بامزگی فیلم که جیمز گان تماموکمال به آن پایبند بوده حفظ شود!
در میان بازیگران، کماکان مارگو رابی بهترین بازیگر فیلم است و به تنهایی توانسته شخصیت هارلی کوئین را هدایت کند. ادریس البا در نقش بلود اسپرت نیز بازی خوبی دارد و مخاطب او را می پذیرد. حضور جان سینا در فیلم اگر چه با درخششی همراه نیست اما در مجموع، پذیرفتنی است. دنیلا ملچیور، بازیگر پرتغالی ناشناخته ای هم که در «The Suicide Squad» فرصت حضور یافته، بهخوبی توانسته خود را اثبات کند و امیدوار به درخشش در هالیوود باشد. سیلوستر استالونه هم که صداپیشگی شخصیت کوسه را انجام داده، همان وظیفهای را انجام داده که وین دیزل در سری فیلمهای «نگهبانان کهکشان» در صداپیشگی بهجای شخصیت "گروت" انجام داده بود و در مجموع، قابلقبول است.
«The Suicide Squad» نسبت به نسخه قبل پیشرفت قابل ملاحظهای داشته که باتوجهبه حضور جیمز گان در مقام کارگردان، میتوان امید داشت که طرفداران ژانر اَبَرقهرمانی بهراحتی بتوانند با نسخه جدید ارتباط برقرار کرده و از تماشای آن لذت ببرند. جیمز گان تا جایی که توان داشته سعی کرده جوکهای مختلف را در طول قصه از زبان شخصیتها بیان کند و حتی برای یکلحظه قصه را از حال و هوای کمیک خارج نکند. شخصیتهای قصه و مخصوصاً آن ستاره دریایی انتهای فیلم نیز کمیک بودن قصه را دوچندان کردهاند و خب، همه چیز برای لذت بردن از یک اثر اَبَرقهرمانی مهیاست!