چطور یک صحنه شلوغ را طوری فیلمبرداری میکنند که واقعاً شلوغ به نظر برسد؟
«جمعیت عظیم» شاید آنقدرها هم عظیم نباشد!
در یک فیلم، هزاران نفر را میبینیم که در یک میدان جمع شدهاند، سربازها در حال حرکتاند یا خیابانی پر از آدم است، احتمالاً فکر میکنیم برای فیلمبرداری باید واقعاً هزاران نفر را جمع کرده باشند.
اما همیشه اینطور نیست.
گاهی چیزی که روی پرده میبینیم، ترکیبی است از:
چند صد نفر بازیگر،
تکرار صحنه،
تکنیکهای فیلمبرداری،
جلوههای بصری،
و کمی شعبده سینمایی.
و نتیجه میتواند جمعیتی بسیار بزرگتر از چیزی باشد که واقعاً جلوی دوربین بوده.
---
اولین ترفند: قاب را هوشمندانه انتخاب کن!
یکی از سادهترین رازها این است که اصلاً لازم نیست همه جمعیت را نشان بدهی.
اگر دوربین فقط بخش مشخصی از جمعیت را بگیرد، مغز ما خودش ادامه تصویر را تصور میکند.
مثلاً اگر در پیشزمینه ۵۰ نفر ببینیم و پشت سر آنها هم چند ردیف آدم وجود داشته باشد، ناخودآگاه تصور میکنیم این جمعیت تا کیلومترها ادامه دارد.
فیلمساز هم دقیقاً روی همین واکنش مغز حساب میکند.
لازم نیست واقعاً ۱۰ هزار نفر آنجا باشند؛ کافی است ما باور کنیم که هستند.
---
The Lord of the Rings | وقتی چند صد نفر، هزاران نفر شدند
در سهگانه The Lord of the Rings، بعضی از نبردها و لشکرها باید در مقیاسی بسیار بزرگ به نظر میرسیدند.
اما طبیعتاً نمیتوانستند برای هر صحنه هزاران بازیگر واقعی استخدام کنند.
یکی از راهها استفاده از CGI و سربازان دیجیتالی بود.
بخشی از افراد جلوی دوربین واقعی بودند و بخشهای دورتر جمعیت با جلوههای بصری گسترش پیدا میکردند.
این تکنیک مخصوصاً برای نماهای بسیار باز کاربرد داشت؛ جایی که جزئیات چهره افراد چندان دیده نمیشد و میشد جمعیت دیجیتالی را طبیعیتر در تصویر قرار داد.
---
اما یک مشکل وجود دارد...
اگر یک نفر را ۱۰۰ بار کپی کنیم، خیلی زود متوجه میشویم.
همه یک لباس دارند.
یک حرکت را انجام میدهند.
با یک سرعت راه میروند.
و دقیقاً شبیه هماند.
پس برای ساختن یک جمعیت دیجیتالی واقعی، فقط کپی کردن آدمها کافی نیست.
حرکتها باید متفاوت باشند.
فاصلهها باید تغییر کنند.
جهت حرکت افراد باید متفاوت باشد.
و حتی بعضی شخصیتها باید متوقف شوند یا رفتار متفاوتی داشته باشند.
چون جمعیت واقعی هیچوقت کاملاً هماهنگ نیست.
---
Black Panther | یک میدان پر از آدم، اما با کمک دیجیتال
در فیلمهایی مثل Black Panther، گاهی جمعیتهای عظیم ترکیبی از افراد واقعی و شخصیتهای دیجیتالی هستند.
بازیگران واقعی در بخش نزدیک قاب حضور دارند.
اما هرچه به عمق تصویر میرویم، تعداد شخصیتهای دیجیتالی بیشتر میشود.
این باعث میشود فیلم هم حس حضور انسانهای واقعی را داشته باشد و هم بتواند جمعیتی بسیار بزرگتر ایجاد کند.
و مهمتر از همه:
چشم ما معمولاً روی آدمهای نزدیکتر تمرکز میکند.
پس وقتی بخش جلویی واقعی باشد، مغز راحتتر بخشهای دورتر را هم باور میکند.
---
یک روش قدیمیتر: چند بار فیلمبرداری کن!
اما همیشه پای CGI در میان نیست.
یکی از تکنیکهای قدیمی سینما این است که یک گروه از بازیگران را چند بار فیلمبرداری کنند.
فرض کنید ۵۰ نفر دارید.
یک بار آنها را از یک مسیر عبور میدهید.
بعد همان صحنه را دوباره فیلمبرداری میکنید، اما این بار از مسیر دیگری.
سپس تصاویر مختلف با هم ترکیب میشوند.
نتیجه؟
به نظر میرسد ۱۰۰ یا حتی ۱۵۰ نفر همزمان در صحنه حضور داشتهاند.
در حالی که شاید فقط چند ده نفر واقعاً آنجا بودهاند.
---
حتی لباسها هم مهماند!
اگر قرار باشد یک جمعیت بزرگ بسازیم، نمیتوانیم همه را با لباس یکسان نشان دهیم.
چون خیلی سریع متوجه تکرار میشویم.
برای همین طراح لباس باید تنوع ایجاد کند.
رنگ لباسها.
مدل لباس.
کلاه.
مو.
لوازم همراه شخصیتها.
همه باید تا حد امکان متفاوت باشند.
حتی اگر جمعیت دیجیتالی باشد، سیستم میتواند مدلهای مختلف لباس و ظاهر را به افراد اختصاص دهد تا حس تکراری بودن کمتر شود.
---
اما مهمترین راز: عمق تصویر
اگر همه آدمها در یک فاصله از دوربین قرار داشته باشند، صحنه مصنوعی به نظر میرسد.
جمعیت واقعی عمق دارد.
چند نفر نزدیکاند.
گروهی کمی دورتر.
و تعداد زیادی آدم در فاصله بسیار زیاد.
به همین دلیل فیلمسازها جمعیت را در لایههای مختلف میچینند.
پیشزمینه.
میانزمینه.
پسزمینه.
و هرچه آدمها دورتر میشوند، جزئیاتشان کمتر میشود.
این همان چیزی است که باعث میشود مغز ما تصور کند جمعیت واقعاً بسیار بزرگ است.
---
و گاهی اصلاً قرار نیست همهچیز را ببینیم!
یکی از هوشمندانهترین ترفندها این است که فیلمساز عمداً بخشی از جمعیت را پشت دود، گردوغبار، تاریکی یا عناصر محیطی پنهان میکند.
مثلاً در یک صحنه جنگی:
ما چند سرباز را واضح میبینیم.
پشت سرشان دود وجود دارد.
و در میان دود، سایه و حرکت صدها نفر دیگر را میبینیم.
مغز ما بقیه را خودش کامل میکند.
چون وقتی جزئیات کافی وجود ندارد، ذهن ما معمولاً به جای شک کردن، تصویر را کامل میکند.
---
Mad Max: Fury Road | شلوغی واقعی با ترکیب چند ترفند
در Mad Max: Fury Road، تعداد زیادی از خودروها و بدلکاران واقعاً در صحنه حضور داشتند.
اما مقیاس نهایی تعقیبوگریز فقط نتیجه تعداد خودروهای واقعی نبود.
فیلم از فیلمبرداری عملی، تدوین سریع، طراحی دقیق قاب و جلوههای بصری برای بزرگتر کردن مقیاس استفاده کرد.
یعنی چیزی که روی پرده میبینیم، ترکیبی از اتفاقات واقعی و چیزهایی است که بعداً به تصویر اضافه شدهاند.
و همین ترکیب باعث میشود تعقیبوگریز حس یک اتفاق عظیم و غیرقابلکنترل را داشته باشد.
---
پشت پرده | سینما لازم نیست واقعاً شلوغ باشد!
شاید فکر کنیم برای ساختن یک صحنه شلوغ باید واقعاً یک جمعیت عظیم داشته باشیم.
اما فیلمسازها یک چیز مهم را میدانند:
مخاطب قرار نیست جمعیت را بشمارد.
او فقط باید احساس کند آدمهای زیادی آنجا هستند.
پس با چند صد بازیگر، قاببندی درست، تکرار فیلمبرداری، طراحی لباس، عمق تصویر و جلوههای بصری میتوان جمعیتی ساخت که روی پرده چند برابر بزرگتر به نظر برسد.
و شاید دفعه بعد که در یک فیلم یک میدان پر از هزاران نفر را دیدید، با خودتان بگویید:
«واقعاً چند نفر آنجا بودند؟»
جواب ممکن است خیلی کمتر از چیزی باشد که فکر میکنید.
چون در سینما...
جمعیت واقعی را نمیسازند؛ توهمِ جمعیت را میسازند.
فیلامینگو | ترجمه اختصاصی
«جمعیت عظیم» شاید آنقدرها هم عظیم نباشد!
در یک فیلم، هزاران نفر را میبینیم که در یک میدان جمع شدهاند، سربازها در حال حرکتاند یا خیابانی پر از آدم است، احتمالاً فکر میکنیم برای فیلمبرداری باید واقعاً هزاران نفر را جمع کرده باشند.
اما همیشه اینطور نیست.
گاهی چیزی که روی پرده میبینیم، ترکیبی است از:
چند صد نفر بازیگر،
تکرار صحنه،
تکنیکهای فیلمبرداری،
جلوههای بصری،
و کمی شعبده سینمایی.
و نتیجه میتواند جمعیتی بسیار بزرگتر از چیزی باشد که واقعاً جلوی دوربین بوده.
---
اولین ترفند: قاب را هوشمندانه انتخاب کن!
یکی از سادهترین رازها این است که اصلاً لازم نیست همه جمعیت را نشان بدهی.
اگر دوربین فقط بخش مشخصی از جمعیت را بگیرد، مغز ما خودش ادامه تصویر را تصور میکند.
مثلاً اگر در پیشزمینه ۵۰ نفر ببینیم و پشت سر آنها هم چند ردیف آدم وجود داشته باشد، ناخودآگاه تصور میکنیم این جمعیت تا کیلومترها ادامه دارد.
فیلمساز هم دقیقاً روی همین واکنش مغز حساب میکند.
لازم نیست واقعاً ۱۰ هزار نفر آنجا باشند؛ کافی است ما باور کنیم که هستند.
---
The Lord of the Rings | وقتی چند صد نفر، هزاران نفر شدند
در سهگانه The Lord of the Rings، بعضی از نبردها و لشکرها باید در مقیاسی بسیار بزرگ به نظر میرسیدند.
اما طبیعتاً نمیتوانستند برای هر صحنه هزاران بازیگر واقعی استخدام کنند.
یکی از راهها استفاده از CGI و سربازان دیجیتالی بود.
بخشی از افراد جلوی دوربین واقعی بودند و بخشهای دورتر جمعیت با جلوههای بصری گسترش پیدا میکردند.
این تکنیک مخصوصاً برای نماهای بسیار باز کاربرد داشت؛ جایی که جزئیات چهره افراد چندان دیده نمیشد و میشد جمعیت دیجیتالی را طبیعیتر در تصویر قرار داد.
---
اما یک مشکل وجود دارد...
اگر یک نفر را ۱۰۰ بار کپی کنیم، خیلی زود متوجه میشویم.
همه یک لباس دارند.
یک حرکت را انجام میدهند.
با یک سرعت راه میروند.
و دقیقاً شبیه هماند.
پس برای ساختن یک جمعیت دیجیتالی واقعی، فقط کپی کردن آدمها کافی نیست.
حرکتها باید متفاوت باشند.
فاصلهها باید تغییر کنند.
جهت حرکت افراد باید متفاوت باشد.
و حتی بعضی شخصیتها باید متوقف شوند یا رفتار متفاوتی داشته باشند.
چون جمعیت واقعی هیچوقت کاملاً هماهنگ نیست.
---
Black Panther | یک میدان پر از آدم، اما با کمک دیجیتال
در فیلمهایی مثل Black Panther، گاهی جمعیتهای عظیم ترکیبی از افراد واقعی و شخصیتهای دیجیتالی هستند.
بازیگران واقعی در بخش نزدیک قاب حضور دارند.
اما هرچه به عمق تصویر میرویم، تعداد شخصیتهای دیجیتالی بیشتر میشود.
این باعث میشود فیلم هم حس حضور انسانهای واقعی را داشته باشد و هم بتواند جمعیتی بسیار بزرگتر ایجاد کند.
و مهمتر از همه:
چشم ما معمولاً روی آدمهای نزدیکتر تمرکز میکند.
پس وقتی بخش جلویی واقعی باشد، مغز راحتتر بخشهای دورتر را هم باور میکند.
---
یک روش قدیمیتر: چند بار فیلمبرداری کن!
اما همیشه پای CGI در میان نیست.
یکی از تکنیکهای قدیمی سینما این است که یک گروه از بازیگران را چند بار فیلمبرداری کنند.
فرض کنید ۵۰ نفر دارید.
یک بار آنها را از یک مسیر عبور میدهید.
بعد همان صحنه را دوباره فیلمبرداری میکنید، اما این بار از مسیر دیگری.
سپس تصاویر مختلف با هم ترکیب میشوند.
نتیجه؟
به نظر میرسد ۱۰۰ یا حتی ۱۵۰ نفر همزمان در صحنه حضور داشتهاند.
در حالی که شاید فقط چند ده نفر واقعاً آنجا بودهاند.
---
حتی لباسها هم مهماند!
اگر قرار باشد یک جمعیت بزرگ بسازیم، نمیتوانیم همه را با لباس یکسان نشان دهیم.
چون خیلی سریع متوجه تکرار میشویم.
برای همین طراح لباس باید تنوع ایجاد کند.
رنگ لباسها.
مدل لباس.
کلاه.
مو.
لوازم همراه شخصیتها.
همه باید تا حد امکان متفاوت باشند.
حتی اگر جمعیت دیجیتالی باشد، سیستم میتواند مدلهای مختلف لباس و ظاهر را به افراد اختصاص دهد تا حس تکراری بودن کمتر شود.
---
اما مهمترین راز: عمق تصویر
اگر همه آدمها در یک فاصله از دوربین قرار داشته باشند، صحنه مصنوعی به نظر میرسد.
جمعیت واقعی عمق دارد.
چند نفر نزدیکاند.
گروهی کمی دورتر.
و تعداد زیادی آدم در فاصله بسیار زیاد.
به همین دلیل فیلمسازها جمعیت را در لایههای مختلف میچینند.
پیشزمینه.
میانزمینه.
پسزمینه.
و هرچه آدمها دورتر میشوند، جزئیاتشان کمتر میشود.
این همان چیزی است که باعث میشود مغز ما تصور کند جمعیت واقعاً بسیار بزرگ است.
---
و گاهی اصلاً قرار نیست همهچیز را ببینیم!
یکی از هوشمندانهترین ترفندها این است که فیلمساز عمداً بخشی از جمعیت را پشت دود، گردوغبار، تاریکی یا عناصر محیطی پنهان میکند.
مثلاً در یک صحنه جنگی:
ما چند سرباز را واضح میبینیم.
پشت سرشان دود وجود دارد.
و در میان دود، سایه و حرکت صدها نفر دیگر را میبینیم.
مغز ما بقیه را خودش کامل میکند.
چون وقتی جزئیات کافی وجود ندارد، ذهن ما معمولاً به جای شک کردن، تصویر را کامل میکند.
---
Mad Max: Fury Road | شلوغی واقعی با ترکیب چند ترفند
در Mad Max: Fury Road، تعداد زیادی از خودروها و بدلکاران واقعاً در صحنه حضور داشتند.
اما مقیاس نهایی تعقیبوگریز فقط نتیجه تعداد خودروهای واقعی نبود.
فیلم از فیلمبرداری عملی، تدوین سریع، طراحی دقیق قاب و جلوههای بصری برای بزرگتر کردن مقیاس استفاده کرد.
یعنی چیزی که روی پرده میبینیم، ترکیبی از اتفاقات واقعی و چیزهایی است که بعداً به تصویر اضافه شدهاند.
و همین ترکیب باعث میشود تعقیبوگریز حس یک اتفاق عظیم و غیرقابلکنترل را داشته باشد.
---
پشت پرده | سینما لازم نیست واقعاً شلوغ باشد!
شاید فکر کنیم برای ساختن یک صحنه شلوغ باید واقعاً یک جمعیت عظیم داشته باشیم.
اما فیلمسازها یک چیز مهم را میدانند:
مخاطب قرار نیست جمعیت را بشمارد.
او فقط باید احساس کند آدمهای زیادی آنجا هستند.
پس با چند صد بازیگر، قاببندی درست، تکرار فیلمبرداری، طراحی لباس، عمق تصویر و جلوههای بصری میتوان جمعیتی ساخت که روی پرده چند برابر بزرگتر به نظر برسد.
و شاید دفعه بعد که در یک فیلم یک میدان پر از هزاران نفر را دیدید، با خودتان بگویید:
«واقعاً چند نفر آنجا بودند؟»
جواب ممکن است خیلی کمتر از چیزی باشد که فکر میکنید.
چون در سینما...
جمعیت واقعی را نمیسازند؛ توهمِ جمعیت را میسازند.
فیلامینگو | ترجمه اختصاصی