پیرمرد (The Old Man) از آن دسته سریال هایی است که تنها با داشتن دو بازیگر خیلی خوب و بااستعداد، بار خود را می بندد و در فهرست تماشای خیلی ها قرار می گیرد.
سریال The Old Man (پیرمرد) یک مجموعه آمریکایی دلهره آور، اکشن و درام به شمار می رود که اخیرا پخش خود را از شبکه اف ایکس آغاز کرده است. این مجموعه براساس رمانی با همین نام ساخته شده است که توماس پری در سال ۲۰۱۷ آن را با قلم خودش منتشر کرد. همین ابتدا باید به نکته ای اشاره کنیم که فوق العاده بودن محصول جاناتان ای. استاینبرگ و رابرت لوین را نشان می دهد؛ تنها بعد از پخش قسمت اول، سریال پیرمرد برای فصل دوم هم تمدید شد. این سریال که تنها ۷ قسمت دارد، در سال ۲۰۱۹ معرفی و مراحل ابتدایی تولید را آغاز کرد.
جف بریجز، جان لیسگو، ای. جی. بونیلا، بیل هک و غیره از جمله هنرمندانی هستند که در تیم بازیگری این مجموعه حضور دارند و آن را به سریالی فوق العاده تبدیل کردند. با استخدام بازیگران، کارگردانان و عوامل دیگر، فیلمبرداری سریال پیرمرد در اوایل سال ۲۰۲۰ آغاز شد اما در همان زمان ها بود که پاندمی هم به جان مردم دنیا افتاد. تنها سه قسمت از فیلمبرداری فصل اول باقی مانده بود که مشخص شد جف بریجز به لنفوم دچار شده است؛ بنابراین تیم را ترک کرد تا درمان های سرطان خود را پشت سر بگذارد. در طی این مدت، عوامل تولید تصمیم گرفتند که از فرصت استفاده کنند و صحنه هایی را که بریجز در آنها حضور ندارد، فیلمبرداری کنند.
اواخر سال ۲۰۲۱ بود که این بازیگر بزرگ و محبوب اعلام کرد که سرطان او مسیر بهبودی را در پیش گرفته است. به همین ترتیب هم بلافاصله فرایند تولید در اوایل سال ۲۰۲۲ از سر گرفته شد و خیلی زود هم برای پخش آماده گردید. منتقدانی که این اثر را تماشا کرده بودند، نظرات بسیار خوبی را برایش ثبت کردند. یکی از آنها اینطور نوشته بود که: «سریال The Old Man درست مانند آثاری که حول محور قهرمانان جوان تر اکشن می چرخد ، شجاع ، تند و تیز و البته جذاب است. از طرف دیگر هم جف بریجز با حضورش ارزش فوق العاده گرانبهایی را به این اثر دلهره آور و استخوان خراش می بخشد.»
حالا بعد از تمام این صحبت ها، نوبت آن رسیده تا درباره یکی از مهمترین مسائل هر اثر صحبت کنیم؛ آن هم چیزی نیست جز خط داستانی و ماجرایی که این مجموعه برای ما روایت می کند. خلاصه داستان کوتاهی که سایت IMDB برای این سریال اکشن نوشته، به این شرح است: «یکی از افسران سابق سازمان سیا که مدت خیلی زیادی است دور از رادار و تمرکز همه، کاملا پنهانی زندگی می کند، خودش را در شرایطی می بیند که از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند، در حال فرار است.» اما خب این خلاصه داستان برای هیچکدام از ما قابل توجیه نیست؛ زیرا خیلی از آثار مختلف دیگر هم هستند که دقیقا همین موضوع و محوریت داستانی را دارند.
قضیه از این قرار است که شخصیتی به نام دن چیس، همان مامور سابق سیا است که دردسرهای زیادی را درست می کند. چیزی حدود سی سال است که دن چیس، خارج از شبکه و به دور از مرکز توجه بودن، در بخش شمالی ایالت نیویورک زندگی می کند. او که چندین سال است همسر خود را از دست داده، حالا به تنهایی، اما به همراه دو سگ بسیار جذاب خود، در خانه ی کوچکش زندگی می کند. دن چیس همانند جوانی، خیلی خوب می تواند بوی خطر را حس کند؛ به همین دلیل هم وسیله ای را طراحی می کند که در صورت ورود کسی به خانه اش، از روی صدا متوجه حضور مهاجمان بشود.
یک شب همین اتفاق رخ می دهد و قاتلی وارد خانهاش می شود. چنین اتفاقی که شاید خیلی ساده به نظر برسد، به چیس نشان می دهد که دوباره تحت تعقیب قرار گرفته است و دیگر خبری از زندگی سراسر آرامش نیست ؛ از همین رو، دوباره پنهان شدن ها و فرار کردن ها آغاز می شود. چیس در طی مدت زمانی که پنهان شده ، اتاقی را از زوئی مک دونالد اجاره می کند. اما از آنجایی که مهاجمان و قاتلان خیلی زود ردِ او را می زنند، دن چیس مجبور می شود که زوئی را هم وارد ماجرای تعقیب و گریز خود بکند؛ هر چند که خود او هیچ تمایلی به این کارها ندارد.
در سوی دیگر این ماجراها، فردی به نام هارولد هارپر وجود دارد که دستیار مدیر بخش ضدجاسوسی سازمان اف بی آی به شمار می رود. او که بعد از چند هفته هنوز داغدار پسر و عروسِ مرحومش است و قصد مراقبت از نوه اش را دارد، به مأموریت خوانده می شود. او در طی این مأموریت وظیفه دارد که چیس را پیدا و تحویل مقامات بدهد. ظاهرا سی سال قبل، در طی جنگی که میان شوروی و افغانستان به وجود آمده بود، دن چیس کاری کرد که به مذاق خیلی ها خوش نیامد؛ حتی با گذشت سی سال، آنها هنوز هم نمی خواهند دست از سر او بردارند.
آنها مصمم هستند تا کاری کنند که او تقاص پس بدهد؛ انگار که این سی سال فرار و پنهان شدن و نداشتن یک زندگی عادی، برایشان کافی نبوده است. البته هارولد هارپر در این مسیر تنها نیست. دستیار جوان او به نام مامور آنجلا آدامز و ریموند واترز (افسر کنونی سازمان سیا) هم در این پرونده همراه هارپر هستند؛ البته به همراه جولیان کارسون که یکی از ماموران بسیار ماهر و آموزش دیده ی عملیات سیاه به شمار می رود و او هم در حال تعقیب چیس است. سریال پیرمرد درکنار بازیگران عالی و داستان بسیار جذابی که دارد، پر از صحنه های اکشن و اتفاقاتی است که شما را شوکه می کند؛ اتفاقاتی که اصلا نمی توانید آنها را پیش بینی کنید.
سریال The Old Man (پیرمرد) یک مجموعه آمریکایی دلهره آور، اکشن و درام به شمار می رود که اخیرا پخش خود را از شبکه اف ایکس آغاز کرده است. این مجموعه براساس رمانی با همین نام ساخته شده است که توماس پری در سال ۲۰۱۷ آن را با قلم خودش منتشر کرد. همین ابتدا باید به نکته ای اشاره کنیم که فوق العاده بودن محصول جاناتان ای. استاینبرگ و رابرت لوین را نشان می دهد؛ تنها بعد از پخش قسمت اول، سریال پیرمرد برای فصل دوم هم تمدید شد. این سریال که تنها ۷ قسمت دارد، در سال ۲۰۱۹ معرفی و مراحل ابتدایی تولید را آغاز کرد.
جف بریجز، جان لیسگو، ای. جی. بونیلا، بیل هک و غیره از جمله هنرمندانی هستند که در تیم بازیگری این مجموعه حضور دارند و آن را به سریالی فوق العاده تبدیل کردند. با استخدام بازیگران، کارگردانان و عوامل دیگر، فیلمبرداری سریال پیرمرد در اوایل سال ۲۰۲۰ آغاز شد اما در همان زمان ها بود که پاندمی هم به جان مردم دنیا افتاد. تنها سه قسمت از فیلمبرداری فصل اول باقی مانده بود که مشخص شد جف بریجز به لنفوم دچار شده است؛ بنابراین تیم را ترک کرد تا درمان های سرطان خود را پشت سر بگذارد. در طی این مدت، عوامل تولید تصمیم گرفتند که از فرصت استفاده کنند و صحنه هایی را که بریجز در آنها حضور ندارد، فیلمبرداری کنند.
اواخر سال ۲۰۲۱ بود که این بازیگر بزرگ و محبوب اعلام کرد که سرطان او مسیر بهبودی را در پیش گرفته است. به همین ترتیب هم بلافاصله فرایند تولید در اوایل سال ۲۰۲۲ از سر گرفته شد و خیلی زود هم برای پخش آماده گردید. منتقدانی که این اثر را تماشا کرده بودند، نظرات بسیار خوبی را برایش ثبت کردند. یکی از آنها اینطور نوشته بود که: «سریال The Old Man درست مانند آثاری که حول محور قهرمانان جوان تر اکشن می چرخد ، شجاع ، تند و تیز و البته جذاب است. از طرف دیگر هم جف بریجز با حضورش ارزش فوق العاده گرانبهایی را به این اثر دلهره آور و استخوان خراش می بخشد.»
حالا بعد از تمام این صحبت ها، نوبت آن رسیده تا درباره یکی از مهمترین مسائل هر اثر صحبت کنیم؛ آن هم چیزی نیست جز خط داستانی و ماجرایی که این مجموعه برای ما روایت می کند. خلاصه داستان کوتاهی که سایت IMDB برای این سریال اکشن نوشته، به این شرح است: «یکی از افسران سابق سازمان سیا که مدت خیلی زیادی است دور از رادار و تمرکز همه، کاملا پنهانی زندگی می کند، خودش را در شرایطی می بیند که از دست کسانی که قصد کشتنش را دارند، در حال فرار است.» اما خب این خلاصه داستان برای هیچکدام از ما قابل توجیه نیست؛ زیرا خیلی از آثار مختلف دیگر هم هستند که دقیقا همین موضوع و محوریت داستانی را دارند.
قضیه از این قرار است که شخصیتی به نام دن چیس، همان مامور سابق سیا است که دردسرهای زیادی را درست می کند. چیزی حدود سی سال است که دن چیس، خارج از شبکه و به دور از مرکز توجه بودن، در بخش شمالی ایالت نیویورک زندگی می کند. او که چندین سال است همسر خود را از دست داده، حالا به تنهایی، اما به همراه دو سگ بسیار جذاب خود، در خانه ی کوچکش زندگی می کند. دن چیس همانند جوانی، خیلی خوب می تواند بوی خطر را حس کند؛ به همین دلیل هم وسیله ای را طراحی می کند که در صورت ورود کسی به خانه اش، از روی صدا متوجه حضور مهاجمان بشود.
یک شب همین اتفاق رخ می دهد و قاتلی وارد خانهاش می شود. چنین اتفاقی که شاید خیلی ساده به نظر برسد، به چیس نشان می دهد که دوباره تحت تعقیب قرار گرفته است و دیگر خبری از زندگی سراسر آرامش نیست ؛ از همین رو، دوباره پنهان شدن ها و فرار کردن ها آغاز می شود. چیس در طی مدت زمانی که پنهان شده ، اتاقی را از زوئی مک دونالد اجاره می کند. اما از آنجایی که مهاجمان و قاتلان خیلی زود ردِ او را می زنند، دن چیس مجبور می شود که زوئی را هم وارد ماجرای تعقیب و گریز خود بکند؛ هر چند که خود او هیچ تمایلی به این کارها ندارد.
در سوی دیگر این ماجراها، فردی به نام هارولد هارپر وجود دارد که دستیار مدیر بخش ضدجاسوسی سازمان اف بی آی به شمار می رود. او که بعد از چند هفته هنوز داغدار پسر و عروسِ مرحومش است و قصد مراقبت از نوه اش را دارد، به مأموریت خوانده می شود. او در طی این مأموریت وظیفه دارد که چیس را پیدا و تحویل مقامات بدهد. ظاهرا سی سال قبل، در طی جنگی که میان شوروی و افغانستان به وجود آمده بود، دن چیس کاری کرد که به مذاق خیلی ها خوش نیامد؛ حتی با گذشت سی سال، آنها هنوز هم نمی خواهند دست از سر او بردارند.
آنها مصمم هستند تا کاری کنند که او تقاص پس بدهد؛ انگار که این سی سال فرار و پنهان شدن و نداشتن یک زندگی عادی، برایشان کافی نبوده است. البته هارولد هارپر در این مسیر تنها نیست. دستیار جوان او به نام مامور آنجلا آدامز و ریموند واترز (افسر کنونی سازمان سیا) هم در این پرونده همراه هارپر هستند؛ البته به همراه جولیان کارسون که یکی از ماموران بسیار ماهر و آموزش دیده ی عملیات سیاه به شمار می رود و او هم در حال تعقیب چیس است. سریال پیرمرد درکنار بازیگران عالی و داستان بسیار جذابی که دارد، پر از صحنه های اکشن و اتفاقاتی است که شما را شوکه می کند؛ اتفاقاتی که اصلا نمی توانید آنها را پیش بینی کنید.