فیلم «کسانی که آرزوی مرگ مرا می کنند» به کارگردانی تیلور شریدان (نویسنده فیلم سیکاریو) یک اثر اکشن بقا محور در محدوده ژانر وسترن است که آنجلینا جولی در مقام بازیگر نقش اصلی، حکم ستاره آن را دارد. این فیلم هیجان انگیز بر اساس رمانی به همین نام نوشته مایکل کوریتا تولید شده است.
" اوون ( جک ویبر ) حسابداری است که به دلیل ورود به یک پرونده جانش در خطر است و به همین دلیل به همراه پسرش قصد فرار از مهلکه را دارد. در سویی دیگر، هانا ( آنجلینا جولی ) آتش نشان افسرده ای است که به دلیل ناکامی در یک ماموریت در گذشته از وضعیت روحی خوبی برخوردار نیست و به نظر می رسد که به یک تلنگر نیاز دارد که به شرایط عادی بازگردد و..."
در حین تماشای فیلم «کسانی که آرزوی مرگ مرا میکنند» نمیتوان به آثار اکشنی که در دوره نوجوانی از کلوپهای اجاره فیلم به صورت نوار VHS میگرفتیم فکر نکرد. اما چرا؟! چون DNA این اثر اکشن اشتراکات فراوانی با همان فیلمهای اکشن قدیمی در دهه 80 و 90 میلادی دارد. در آن روزهای خوش که برای ما به دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد شمسی برمیگردد؛ آثار اکشن زیادی بودند که در آن قهرمانان شاخص تنها با اتکا به تواناییهای خاص خود، یک نفره به جنگ قاتلان شرور کلیشهای میرفتند. حالا دومین فیلم بلند تیلور شریدان به عنوان کارگردان که با بازی آنجلینا جولی تولید شده، درست در مرکز چنین سناریو هایی قرار می گیرد. برای مثال ما در این اثر اکشنِ سُنتی، یک جفت قاتل بی رحم و کارآمد داریم که با وجود بی نام بودن، جذابیت خاص خود را به عنوان شرور دارند. همچنین در سوی دیگر داستان ما با عاملی مثل یک پسر بچه تیزهوش روبرو می شویم که به واسطه یک ماجرای جنایی تقریباً ناشناخته، شاهد قتل پدر خود می شود؛ و به همین منظور او از قاتلان گفته شده فرار می کند. از طرف دیگر ما با یک قهرمان شُسته و رُفته کلیشه ای با مهارت منحصر به فرد و گذشته ای آشفته نیز روبرو هستیم که به صورت ناخودآگاه به جریان جنایی این پسر بچه وصل می شود. آنجلینا جولی که پس از حدود یک دهه، دوباره به ژانر محبوب اکشن بازگشته است؛ نقش شخصیت هانا، یک آتش نشان آشفته را بازی می کند که وظیفه همیشگی او چتر بازی در آتش سوزی های دور افتاده جنگلی و کمک به کنترل آنها است (یک مهارت منحصر به فرد). حالا او به دلیل آسیب دیدگی ناشی از آتش سوزی اخیر در جنگل (گذشته آشفته)، زمین گیر و افسرده شده و همین دلیلی است که او برای تابستان به یک برج مراقبت از آتش سوزی نقل مکان کند. این برجها در سراسر بیابان های آمریکا قرار دارند تا مراقب آتش سوزی جنگل ها قبل از اینکه از کنترل خارج شوند، باشند.
« Those Who Wish Me Dead » اثری نئو وسترن است که قواعد کلاسیک این ژانر را با فضای مدرن ترکیب کرده اما در این مسیر چنان درگیر کلیشه ها شده که از همان دقایق اولیه، انتهای فیلم به راحتی برای تماشاگر قابل حدس است. البته اگر مشکلات فیلم به قابل پیش بینی بودن آن خلاصه می شد می توانستیم از آن به عنوان اثری معمولی یاد کنیم که صرفاً برای یک بار تماشا می توانست گزینه ایده آلی باشد، اما مشکلات فیلم بسیار بزرگ تر از این حرف هاست!
فیلم از لحظه ای که آغاز می شود، درگیر ابهامات فراوان است و به نظر می رسد شریدان عمداً ابهامات را در طول فیلم بی پاسخ می گذارد. پاسخ هایی که حداقل می توانست لکنت را از روایت قصه حذف نماید تا در نهایت یک پیام اخلاقی در انتهای قصه بر جای بماند. اما فیلم به شکل عجیبی، چند قصه مختلف را روایت می کند که هرکدام از این روایت ها، ضعیف و پر اشکال است. نخستین قصه ای که فیلم به آن می پردازد، خرابکاری است که جک و پاتریک مامور پاکسازی آن شده اند. در این بخش از فیلم اطلاعات مشخصی وجود ندارد. آن ها در ابتدای فیلم به دلایلی که نمی دانیم، یک خانه را به همراه صاحبش که نمی شناسیم، منفجر می کنند و سپس سراغ فرد دیگری می روند تا او را هم به دیار باقی بفرستند. تماشاگر در طول فیلم هرگز متوجه نمی شود که چه اتفاقی افتاده که باعث شده دو نفر در مسیر حرکت شان هرکس را که رویت می کنند یک گلوله در سرش خالی می کنند! آیا پای یک رسوایی بزرگ مالی در میان است؟ یا رسوایی یک سیاستمدار؟ یا مواد مخدر؟ فیلم هرگز پاسخی به این ابهامات نمی دهد و از تماشاگر می خواهد این موارد را فراموش کند و کاری با جزئیات جنایت نداشته باشد اما در عین حال، شخصیت های قصه را هم درک کند و برای سرنوشت شان نگران شود! در بخش دیگر، فیلم ماجرای یک آتش نشان به نام هانا را روایت می کند که در یک برج مراقبت در جنگل حضور دارد. فیلم برای پرداخت شخصیت هانا به یک فلش بک بی کیفیت اکتفا می کند. فلش بکی که به ما می گوید او در دل آتش نتوانسته جان چند کودک را نجات دهد و به همین دلیل عذاب وجدان امانش را بریده است. « Those Who Wish Me Dead » تا پایان فیلم، اطلاعات بیشتری درباره هانا به مخاطب نمی دهد. پرداخت کلیشه ای شخصیت هانا حتی در مقایسه با سطحی ترین وسترن های تاریخ سینما نیز یک مرحله عقب تر است! اوضاع زمانی بغرنج تر می شود که کودک و هانا به یکدیگر می رسند تا فیلم شعارهای مختلفش درباره انسان دوستی و درد وجدان را از طریق گفتگوی میان این دو به تماشاگر انتقال دهد!
در نتیجه باید گفت: برای کسانی که مایل به تماشای یک تریلر اکشن سُنتی هستند، فیلم «کسانی که آرزوی مرگ مرا میکنند» هیجان و تعلیقی را که آنها دوست دارند را فراهم میکند. همچنین فیلم با وجود نقصهای عمده در داستان، دارای یک چشم انداز فنی سینمایی است، که یک طراوت بصری را به بیننده القا میکند. شاید این اثر اکشن به عمق مضامین داستانی نمیرود یا حتی شخصیتها را آن طور که دوست داریم کاملاً کاوش نمیکند؛ اما از نظر ایجاد یک حس سرگرمی، هیچ کمبودی برای بیننده ندارد. بنابراین اگر میخواهید به مغز خود کمی استراحت بدهید، دیدن این فیلم اکشن برای اوقات فراغت بهترین پیشنهاد خواهد بود.
" اوون ( جک ویبر ) حسابداری است که به دلیل ورود به یک پرونده جانش در خطر است و به همین دلیل به همراه پسرش قصد فرار از مهلکه را دارد. در سویی دیگر، هانا ( آنجلینا جولی ) آتش نشان افسرده ای است که به دلیل ناکامی در یک ماموریت در گذشته از وضعیت روحی خوبی برخوردار نیست و به نظر می رسد که به یک تلنگر نیاز دارد که به شرایط عادی بازگردد و..."
در حین تماشای فیلم «کسانی که آرزوی مرگ مرا میکنند» نمیتوان به آثار اکشنی که در دوره نوجوانی از کلوپهای اجاره فیلم به صورت نوار VHS میگرفتیم فکر نکرد. اما چرا؟! چون DNA این اثر اکشن اشتراکات فراوانی با همان فیلمهای اکشن قدیمی در دهه 80 و 90 میلادی دارد. در آن روزهای خوش که برای ما به دهه هفتاد و اوایل دهه هشتاد شمسی برمیگردد؛ آثار اکشن زیادی بودند که در آن قهرمانان شاخص تنها با اتکا به تواناییهای خاص خود، یک نفره به جنگ قاتلان شرور کلیشهای میرفتند. حالا دومین فیلم بلند تیلور شریدان به عنوان کارگردان که با بازی آنجلینا جولی تولید شده، درست در مرکز چنین سناریو هایی قرار می گیرد. برای مثال ما در این اثر اکشنِ سُنتی، یک جفت قاتل بی رحم و کارآمد داریم که با وجود بی نام بودن، جذابیت خاص خود را به عنوان شرور دارند. همچنین در سوی دیگر داستان ما با عاملی مثل یک پسر بچه تیزهوش روبرو می شویم که به واسطه یک ماجرای جنایی تقریباً ناشناخته، شاهد قتل پدر خود می شود؛ و به همین منظور او از قاتلان گفته شده فرار می کند. از طرف دیگر ما با یک قهرمان شُسته و رُفته کلیشه ای با مهارت منحصر به فرد و گذشته ای آشفته نیز روبرو هستیم که به صورت ناخودآگاه به جریان جنایی این پسر بچه وصل می شود. آنجلینا جولی که پس از حدود یک دهه، دوباره به ژانر محبوب اکشن بازگشته است؛ نقش شخصیت هانا، یک آتش نشان آشفته را بازی می کند که وظیفه همیشگی او چتر بازی در آتش سوزی های دور افتاده جنگلی و کمک به کنترل آنها است (یک مهارت منحصر به فرد). حالا او به دلیل آسیب دیدگی ناشی از آتش سوزی اخیر در جنگل (گذشته آشفته)، زمین گیر و افسرده شده و همین دلیلی است که او برای تابستان به یک برج مراقبت از آتش سوزی نقل مکان کند. این برجها در سراسر بیابان های آمریکا قرار دارند تا مراقب آتش سوزی جنگل ها قبل از اینکه از کنترل خارج شوند، باشند.
« Those Who Wish Me Dead » اثری نئو وسترن است که قواعد کلاسیک این ژانر را با فضای مدرن ترکیب کرده اما در این مسیر چنان درگیر کلیشه ها شده که از همان دقایق اولیه، انتهای فیلم به راحتی برای تماشاگر قابل حدس است. البته اگر مشکلات فیلم به قابل پیش بینی بودن آن خلاصه می شد می توانستیم از آن به عنوان اثری معمولی یاد کنیم که صرفاً برای یک بار تماشا می توانست گزینه ایده آلی باشد، اما مشکلات فیلم بسیار بزرگ تر از این حرف هاست!
فیلم از لحظه ای که آغاز می شود، درگیر ابهامات فراوان است و به نظر می رسد شریدان عمداً ابهامات را در طول فیلم بی پاسخ می گذارد. پاسخ هایی که حداقل می توانست لکنت را از روایت قصه حذف نماید تا در نهایت یک پیام اخلاقی در انتهای قصه بر جای بماند. اما فیلم به شکل عجیبی، چند قصه مختلف را روایت می کند که هرکدام از این روایت ها، ضعیف و پر اشکال است. نخستین قصه ای که فیلم به آن می پردازد، خرابکاری است که جک و پاتریک مامور پاکسازی آن شده اند. در این بخش از فیلم اطلاعات مشخصی وجود ندارد. آن ها در ابتدای فیلم به دلایلی که نمی دانیم، یک خانه را به همراه صاحبش که نمی شناسیم، منفجر می کنند و سپس سراغ فرد دیگری می روند تا او را هم به دیار باقی بفرستند. تماشاگر در طول فیلم هرگز متوجه نمی شود که چه اتفاقی افتاده که باعث شده دو نفر در مسیر حرکت شان هرکس را که رویت می کنند یک گلوله در سرش خالی می کنند! آیا پای یک رسوایی بزرگ مالی در میان است؟ یا رسوایی یک سیاستمدار؟ یا مواد مخدر؟ فیلم هرگز پاسخی به این ابهامات نمی دهد و از تماشاگر می خواهد این موارد را فراموش کند و کاری با جزئیات جنایت نداشته باشد اما در عین حال، شخصیت های قصه را هم درک کند و برای سرنوشت شان نگران شود! در بخش دیگر، فیلم ماجرای یک آتش نشان به نام هانا را روایت می کند که در یک برج مراقبت در جنگل حضور دارد. فیلم برای پرداخت شخصیت هانا به یک فلش بک بی کیفیت اکتفا می کند. فلش بکی که به ما می گوید او در دل آتش نتوانسته جان چند کودک را نجات دهد و به همین دلیل عذاب وجدان امانش را بریده است. « Those Who Wish Me Dead » تا پایان فیلم، اطلاعات بیشتری درباره هانا به مخاطب نمی دهد. پرداخت کلیشه ای شخصیت هانا حتی در مقایسه با سطحی ترین وسترن های تاریخ سینما نیز یک مرحله عقب تر است! اوضاع زمانی بغرنج تر می شود که کودک و هانا به یکدیگر می رسند تا فیلم شعارهای مختلفش درباره انسان دوستی و درد وجدان را از طریق گفتگوی میان این دو به تماشاگر انتقال دهد!
در نتیجه باید گفت: برای کسانی که مایل به تماشای یک تریلر اکشن سُنتی هستند، فیلم «کسانی که آرزوی مرگ مرا میکنند» هیجان و تعلیقی را که آنها دوست دارند را فراهم میکند. همچنین فیلم با وجود نقصهای عمده در داستان، دارای یک چشم انداز فنی سینمایی است، که یک طراوت بصری را به بیننده القا میکند. شاید این اثر اکشن به عمق مضامین داستانی نمیرود یا حتی شخصیتها را آن طور که دوست داریم کاملاً کاوش نمیکند؛ اما از نظر ایجاد یک حس سرگرمی، هیچ کمبودی برای بیننده ندارد. بنابراین اگر میخواهید به مغز خود کمی استراحت بدهید، دیدن این فیلم اکشن برای اوقات فراغت بهترین پیشنهاد خواهد بود.